چهره های ماندگار

خرید بک لینک

تبادل لینک هوشمند

چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 510 تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 3:29

تبادل لینک هوشمند

چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 444 تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 2:22

تبادل لینک هوشمند چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 329 تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 2:19

باید  گناه نکنیم همه ما گنه کاریم  اما  یه روش  هست  اگه  محکم  پاش وایسیم   جواب میده انشا الله

یه جوانی   در زمان پیامبر   (ص)صف اول نماز شرکت میکرد  ولی در عین حال  گناه کار بود و به گناه کاری شهرت داشت   به طوری که اصحاب پیامبر تصمیم داشتند  او را به مسجد راه ندهند چرا که مایه بدنامی میشد

برای همین رفتند به پیامبر قضیه را مطرح کردند  پیامبر فرمودند   هرگز مانعش نشوید  نماز و گناه تا آخر با هم نمیمانند  یا نماز باعث میشه دیگه گناه نکنه یا گناه باعث میشه دیگه نماز نخونه

اقل کاری که انسان برای جبران میتونه انجام بده تا آخر مردانه واجباتشو انجام بده   که بسیار سخته ولی اگر واقعا و بدون غرض انجام داد انشا الله روزی میرسه که در این کشتی گیری بالاخره گناه شکست میخوره  ولی شیطان انسانو ناامید میکنه  میگه

تو که گناه میکنی چرا عبادت میکنی؟ای ریا کار   ای بد بخت   و طوری میشه که دیگه نماز ترک میشه  و گناه جای اون رو میگیره

ولی ما در جواب شیطان میگیم  اینقدر نماز میخونم اینقدر توبه میکنم که خدا همه گناهامو ببخشه  در سوره مبارکه زمر هم خدا وند عالم فرموده

قل للعباد الذین  اسرفو علی انفسهم  لا تقنطوا من رحمت الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا

(پاسخ دهنده:محمد مبشری عارف)

چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 498 تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1391 ساعت: 2:13

در روز آخر ماه مبارک رمضان شنبه مورخ 1391/5/28 رئیس خانه فرهنگ کویته همراه با روحانی اعزامی از ایران « حجه الاسلام والمسلمین مبشری عارف» از حوزه¬ی علمیه امام صادق(ع) بازدید بعمل آوردند. در این ملاقات در مورد سال تأسیس ، تعداد طلاب و وضعیت تحصیلی و تعداد فارغ التحصیلان و  برنامه های حوزه جناب حجت¬الاسلام اسدی توضیحاتی ارائه دادند.



Pulpit rock




چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 1621 تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1391 ساعت: 17:13

چه تفاوتیست بین مفاهیم حکمت علت و مصلحت ؟

تفاوت حکمت با علت آن است که در علت قید انضباط أخذ شده است ولی حکمت چنین نیست. بدین سبب شارع مقدس حکمت را أماره حکمش قرار نداده و حکم، وجوداً وعدماً دائر مدار آن نیست به خلاف علت. بنابراین به کمک علت حکم می­توان قیاس منطقی تشکیل داد و گفت:

الخمر مسکر و کل مسکر حرام فالخمر حرام

و لکن حکمت نمی­تواند کبرای قیاس قرار گیرد.

سعدی از علمای اهل سنت در کتاب مباحث العلة فی القیاس عند الاصولیین می­گوید:

أما الحکمة فهی المصلحة نفسها و لذلک فإنها تتفاوت در جاتها فی الوضوح و الانضباط و قد تخفی فلاتکون معلومة للعباد اصلاً و من هناجاء الخلاف فی صحة التحلیل بها وعدمه[1]

حکمت خود مصلحت است و برای همین درجاتش در روشنی و انضباط متفاوت و گاهی مخفی است. بنابراین برای بندگان معلوم نیست و به همین سبب در صحت تعلیل به آن و عدم تعلیل اختلاف است.

بنابراین علت در اصطلاح فقیهان، صفت ظاهر و منضبطی است که ملاک و مناط احکام شرعی شمرده می­شود.

و حکمت مقصود اصلی از تشریع حکم است که اغلب با صفت ظاهر و معینی که علت نامیده می­شود مرتبط است.

برای مثال، در مورد ترخیص شارع، بی گمان حکمت و مقصود شارع از برخی ترخیص­ها، آسان­گیری بر مردم و رفع مشقت و همین حکمت، علت حقیقی ترخیص­های شارع است، أما شارع نمی­گوید: هر جا دچار سختی شدید، مشمول ترخیص می­شوید.

بلکه برای تحقق مشقت، نشانه­ها و عوامل خاصی می­گذارد و آن­ها را معین می­کند که آن­ها را اوصاف ظاهر و منضبط یا علت می­نامند و با بودن این علتها ترخیص صورت می­گیرد. مانند بیماری، سفر، اضطرار، ناتوانی و اکراه یا به طور مثال، هدف از طهارت پاکیزگی و جلوگیری از آلودگی ظاهری و معنوی است که این حکمت، مقصود از تشریع احکام طهارت و علت حقیقی آنهاست. اما شارع نمی­گوید، هرگاه چرکین و آلوده شدید خود را پاک کنید بلکه نشانه­هایی را برای تحقق آلودگی بیان می­کند. مانند خروج ادرار، جنابت، حیض، ... به این اوصاف نشانه­های ظاهری و معین، علت گفته می­شود.[2]

برخی تفاوت میان حکمت، علت و مصلحت را در جزئیات گوناگونی با مثال بیان کرده­اند. در کتاب موسوعة الفقه الاسلامی آمده است فرق بین حکمت و علت و مصلحت در جزئیاتی روشن می­شود یکی از آنها عبارت است از این که فقیهان، مشروعیت قصر نماز و افطار رمضان را به سفر تعلیل می­کنند که سفر وصف ضابطی است و حکمتی را در برمی­گیرد که مقصود شارع از آن دفع مشقت است و خود این دفع مشقت به صورت مصلحت عباد اعتبار دارد. پس در این مثال روشن می­شود. علت عبارت از وصف است که سفر باشد و حکمت، دفع مشقت است و بر این دفع مشقت، آسانی که مصلحت است، ترتب دارد. یا مثلا فقیهان تحریم شارع را دربارۀ خمر، به اسکار خمر تعلیل می­کنند و شرارتهایی است که از زوال عقل ناشی می­شود. و به همین دفع شرور، مصلحت که همان در أمان ماندن از آن مفاسد است، محقق می­شود.[3]

 



[1] - سعدی مباحث العلة فی القیاس عندالاصولیین ص 106.

[2] - اهداف دین از دیدگاه شاطبی ص 42 و ص 43 رسیوتی.

[3] - موسوعة الفقه الاسلامی ج 7 ص 74 المجلس الاعلی لشنون الاسلامیه.

چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 2062 تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1391 ساعت: 16:58

هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد                               خداش از همه حال  از بلا نگه دارد

حافظ .به دلیل اینکه حافظ قران بوده  بدین نام شهرت یافته  لذا هر بیتی  یا غزلی که از ایشان بیان میکنم سعی میکنیم  آیه ای  که حافظ بدو توجه داشته را بیاوریم  این بیت اشاره به سوره مبارکه رعد  آیه ۲۰  دارد الذین یوفون بعهد الله و لا ینقضون المیثاق همچنین ایه مبارکه اوفوا   بعهدی   اوف بعهدکم

در جای دیگر  در بیان و شناخت اهل وفا میگوید

نشان اهل وفا  عاشقیست با خود دار         که در مشایخ شهر  این نشان نمیبینم

در روایت  آمده  اهل القران  هم اهل الله خاصته

دلا معاش چنان کن  که گر بلغزد پای                 فرشته ات  به دو دست دعا  نگه دارد

دعا  از مفاهیم کلیدی اشعار حافظ است

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ             از یمن دعای شب و ورد سحری بود

ادعوا ربکم تضرعا   و خفیه  

بیت  دوم  تلویحا  اشاره  به آیه شریفه  فاذکرونی  اذکرکم  دارد  به این معنی که  اگر انسان در طول زندگی  به یاد خدا باشد خدا هم در مشکلات و مصایب  او را یاری میکند 

عالم عالم اختیار است ممکن است لغزشی انجام شود  خدا  کمکش میکند  و نجاتش میدهد و.......

آیه مبارک  الم یان للذین آمنوا  ان تخشع  قلوبهم  بذکر الله بیانگر همین  مطلب  است

حافظ امروز  مکش  سر ز  وفای  من و اندیش              زان شب که من از غم به دعا  دست بر آرم

اهمیت دعا  آنجاست  که  لا یرد القضا الا الدعا

ما شبی دست براریمو دعایی بکنیم                          غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

یا

غم  تو دست برآورد و خون چشمم ریخت                        مکن که دست برارم به ربنا ای دوست

یا

ای نسیم سحری  بندگی من برسان                       که فراموش مکن وقت دعای سحرم

یا

دعای صبح و آه شب  کلید گنج مقصود است                بدین راه و روش رو  که با دلدار  پیوندی

و..............

 

 

چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 354 تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1391 ساعت: 7:36

"جناب آقای دکتر احمدی نژاد- ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام وتحیت، انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رییس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به شماست. لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد. سید علی خامنهای 27/4/88"

نامه احمدی نژاد به مشایی

اينجانب جنابعالي را انساني موحد، مؤمن، پاك، صبور و داراي قلب و انديشه اي زلال، عاشق و دلبسته به ارزشهاي الهي و آحاد مردم جهان و عميقاً عارف و متعهد به آرمان مهدوي، حاكميت جهاني توحيد، عدالت، عشق و آزادي و مديريت مشترك ملت ها و فردي شايسته، مدير، مدبر و امين و از جهات گوناگون توانمند مي شناسم و آشنايي و همكاري با شما را براي خود هديه اي الهي و افتخاري بزرگ مي شمارم.
در ادامه توفيقات الهي در خدمت به ملت بزرگ و آرمان هاي بلند انقلاب اسلامي اينك با سمت "مشاور رييس جمهور و رييس دبيرخانه جنبش عدم تعهد" منشا خدمات گسترده تر خواهيد بود.
اطمينان دارم كه با همت، ژرف انديشي، جامع نگري و سعه صدر ستودني شما، فرصتي فراهم خواهد گشت تا همه انديشمندان، دلسوزان، دانشگاهيان و حوزويان ايران و همه متفكران، عدالت طلبان و آزادي خواهان جهان و دولت ها و ملت هاي عضو و غيرعضو دست در دست هم و براي ساختن دنيايي بهتر تلاش نمايند و همه استعدادها و توانمندي ها در عرصه هاي گوناگون فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي با ارتباط و هم افزايي همگاني اجازه ظهور و فرصت حضور يابند.
ازهمه دلدادگان و منتظران بهار جهاني و الهي انسان ها دعوت مي نمايم تا شما را در اين مأموريت خطير ياري دهند.
از خداوند متعال موفقيت جنابعالي و سلامت و سعادت و بهروزي ملت ايران، مقام معظم رهبري و همه ملتها و استقرار جهاني توحيد و عدالت در سايه حاكميت امام عصر(ع) را مسئلت دارم.
والسلام عليكم و علي عبادالله الصالحين
محمود احمدي نژاد»

هرکس این دو نامه را بخواند متوجه میشود که جناب احمدی نژاد میگوید حرف مرد یکیست حتی اگر ولی امر مسلمین چیز دیگری بگوید

تحلیل حقیر از نوشتن چنین نامه ای با این مضامین توسط ریاست جمهوری بدین گونه است

با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری خطاب به مجلس و حکم حکومتی نسبت به توقف سوال از رییس جمهور و عدم مصلحت در بهم زدن آرامش کشور احمدی نژاد با دادن چنین حکمی با چنین بیانی میدانست که رهبری بر خلاف مبنا و بیان خود عمل نمیکند لذا با این عبارات آن هم در آخرین ماههای ریاست خود در تاریخ سند عدم ولایت پذیری خود را امضا کرد

اما آقای رییس جمهور شاید قصدتان آنچه که گفته شد نبود ولی از لحاظ شرعی هم حاضر به مناظره با حضرتعالی و هم امیدوارم در محکمه الهی جوابی داشته باشید که عمل شما عملیست که قلب مقدس امام زمان (عج)و دوستداران حقیقی حضرت را جریحه دار میکند

وقتی حاکم اسلام که منتخب بیش از ۵۰ فقیه واسلام شناس است در مساله ای حکمی بدهد بر تمام مراجع هم واجب الاجراست چه برسد به یک فرد عادی

قران کریم وقتی نسبت به عدم بی احترامی به پدر و مادر تذکر میدهد میگوید ولا تقل لهما اف

از شما که دکترید میپرسم آیا کسی میتواند بگوید قران گفته اف نگو ولی من میزنمش

قضیه شما هم در مسولیتهایی که به وی دادید اینگونه است

البته شما را درک میکنیم حب الشی یعمی و یصم ولی این تعلق تا کجا؟

این کلمه حق یراد بها الباطلها تا کجا

این آبرو بردنها و ناراحتیها تا کجا

این را بدانید اگر حمایتهای مقام معظم رهبری از شما برداشته شود آن وقت است که انعزال خود را میبینید حال که رهبر فرزانه مجلسیان را آرام کرد چرا موجب ناراحتی را فراهم میکنید

ما کاری نداریم محبوبتان کیست و چیست حکم شرعی به ما میگوید اگر حاکم اسلامی حکمی کند ولی شما یقین داری این حکم اشتباه است باز حق اعلام نداری اگرچه قلبا هم نظر نیستی

امام راحل در نامه ای که خطاب به مجلسیان در عزل ایه الله منتظری را مرور کنید

صحیفه نور ج۲۱ص۱۱۲

همین قدر بدانید پدر پیرتان بیش از دو سال است در اعلامیه ها و پیغامها تلاش خود را نموده است تا قضیه بدین جا ختم نشود ولی متاسفانه موفق نشده از طرف دیگر وظیفه شرعی اقتضا میکرد تا تصمیمات لازم برای حفظ نظام و اسلام گرفته شود لذا با دلی پرخون حاصل عمرم را برای مصلحت نظام و اسلام کنار گذاشتم

مساله مساله مسولیت شرعیست

اگرچه موضوع به آن مهمی نیست ولی به واسطه حکم جناب عالی که طبق قانون اساسی دومین مقام رسمی هستید اهمیت پیدا میکند حسنات الابرار سیئات المقربین

اما به نسبت مهدویت

این را بدانید اگر امام زمان (عج)پس از تاسیس حکومت اسلامی بخواهد به کسی نظر کند از طریق مجرایش عمل میکند و آن نیست جز ولی فقیه آن عصر این یک ادعا نیست یک اعتقاد است که آن را عقلا و نقلا ثابت میکنم

اگر قرار باشد حضرت به صورت مستقیم و بدون واسطه در زمان تاسیس حکومت اسلامی چنین کاری کند پس غیبت برای چه؟آماده کردن مردم در غیبت صغری برای چه؟انتخاب چهار نماینده برای چه؟

این کار تضعیف ولی امر و حاکم اسلام نیست؟

در روایت مشهور حضرت حجت که فرمودند فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله

یعنی مخالفت با آنها مخالفت با خداوند میشود

البته ما بیانی داریم که آنها یکی پس از دیگری در هر عصر حجت میشوند مثل نواب اربعه که جمع بیان میشود ولی تک تک مورد مراجعه میشوند که اگر این مدعی را شما بپذیرید بدتر میشود

پس چطور میشود مبعد شی مقرب آن شود مگر قلب ولی امر راضی شود مثل حر که بالاخره حسینی شد

از خداوند متعال خالصانه درخواست دارم شما را با دوستتان محشور بفرماید(کنایه نیست المرئ مع من یحب)


محمد مبشری عارف

چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 304 تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1391 ساعت: 18:27

یکی از مسایلی که باید بدان توجه داشت کیفیت بیان و دقت در روایات است مثلا همین روایت معروف و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیهاالی روات حدیثنا ..............نظری که معروف و مشهور است این است که اولامقصود حضرت علما و فقهای هر عصر است و ذیل حجت بودن آنها استنباط شده که راوی عادی منظور نیست بلکه مجتهدان و فقیهان هر عصر است

آنچه که به نظر حقیر میرسد باید به چند نکته توجه داشت اولا خود حضرت در زمان غیبت صغری سیره مبارکشان چگونه بود؟در مشخص کردن نواب اربعه که به صورت جمع هم بکار رفته آیا حضرت ۴ نفر را همزمان مورد رجوع مردم قرار داد؟یا یکی پس از دیگری؟

جواب واضح است حضرت یکی پس از دیگری مشخص کرد چرا که باید بالاخره حجت خدا یکی باشد در هر عصر برای رجوع مردم والا جز اختلاف نتیجه ای ندارد

حضرت در غیبت صغری به ما تعلیم دادند که افراد یکی پس از دیگری معرفی شوند

فلذا تعدد علما و مراجع در یک زمان بدون دریافت حکم از حاکم فقیه منتخب صحیح نیست

و مشکلات جبران نا پذیری را به دنبال خواهد داشت تفسیر الی روات حدیثنا مثل رجوع کردن به نواب اربعه است یعنی یکی پس از دیگری نه همه با هم خصوصا با قید حوادث واقعه که کسانی که در عالم تناصف کار میکنند میدانند بیشتر این بیان ناظر به مسایل اجتماعی و حکومتی است اگر چه تفسیر به هر مساله ای که در سابق نبوده نیز شامل بشود در سیره ۱۲ امام نیز یکی پس از دیگری امام حسن حجت خدا و امام ،حسین بن علیست با این تفاوت که در عصر غیبت نیابت نیز همین طور است به نسبت فقهای دیگر نیابت خاصه و عامه که بیان میشود نباید مورد برداشت غلط قرار بگیرد بلکه نیابت خاصه به معنای انتخاب مستقیم توسط حضرت و عامه به معنای کشف کردن شرایط توسط خبرگان در شخص دیگر نه به معنای تعدد که نتیجه ای جز افتراق ندارد مشکل عراق و پاکستان و بسیاری از کشور های اسلامی امروز همین است وصیت امام راحل هم در اواخر عمر شریفشان همین بود

به هر جهت با این بیان آنچه که به نطر میرسد موارد زیر است

۱)ـدر هر زمان حجتی که از طرف امام زمان (عج)کشف میشود با شرایطی که در روایات بدان اشاره شده یکی بیش نیست و رجوع به افراد متعدد صحیح نیست مثل انتخاب خبرگان که یک رهبر را کشف میکنند و موافق سیره خود حضرت بوده

۲)ـمراجع تقلید عظام هم اگر بخواهند حجیت داشته باشند باید مورد تایید ولی فقیه زمان باشند دقیقا مثل اصحاب ائمه و تربیت شدگان مکتب اهل بیت علیهم السلام زراره یا هشام یا منصور بن حازم یا حتی سلمان و........مگر دفتر و مهر و ...... بیت داشتند به صورت مستقل یا وجوهات میگرفتند و شهریه میدادند به صورت مستقل هر کاری میکردند به اذن و حکم و اجازه ولی زمانشان بوده و همین مطلب به آنها ارزش و عظمت داد وگرنه خوارج از لحاظ علمی کم نداشتند آنچه کم داشتند عدم حجت پذیری بود

نتیجتا در مواردی که احکام از شئونات حاکم اسلامی است رجوع به غیر او جز به اذن اوجایز نیست و در مواردی که احکام شخصی میباشد آن مرجع تقلید نیز باید مورد تایید آن حجت خدا در آن عصر قرار بگیرد

والسلام

 
چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 429 تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1391 ساعت: 19:11

 

 

فصل اول: آثار مصلحت

الف) نجات انسان از پوچ انگاری احکام شریعت

یکی از مسائلی که باعث می شود که عنصر مصلحت به صورت کاربردی مورد پذیرش عموم قرار گیرد توجه به نقش و آثار مصلحت در جوامع بشری است.

یکی از مهمترین آثار مصلحت نجات انسان از پوچ انگاری احکام شریعت است. چرا که همان طورکه قبلا اشاره شد کلیه احکام دار مصالحی است. حال اگر بشر علم به این مصالح پیدا کند طبیعتا پذیرش آن راحت تر است ولی اصل اعتقاد به مصالح خودش فی نفسه امری عقلی است حال وقتی در یک جامعه اسلامی حاکم اسلامی بر اساس مصلحتی حکمی را صادر یا اجرا می کند این امر باعث می شود که عموم مردم متوجه شوند که اسلام احکامش دارای مصالحی است که نفعش به عموم مردم بر می گردد. مثلا وقتی حکم اعدام فردی آن هم در ملاء عام اجرا می شود در نگاه اول عموم شاید نوعی خشونت باشد ولی وقتی قرآن تعبیر حیات را به کار می برد یعنی با اجرای این حکم إلهی حیات شما مردم تضمین می شود.

چرا که مجرمین دیگر وقتی با این صحنه روبرو می شوند که حکمش اعدام است این مجازات برای آنها باز دارنده است و باز دارندگی حکم اعدام خود ایجاد تداوم حیات برای سایرین را به دنبال دارد و این زیباترین ومهمترین مصلحت حکم اعدام است .

و هزاران مسائل دیگر توجه به این مصالح باعث می شود که انسان احکام شریعت را هدفمند بداند و به راحتی به آن عمل کند.

اگر چه همه مصالح احکام را ما نمی دانیم ولی اصل ایجاد اعتقاد به این امر آن هم به صورت کلی باز به انسان کمک بسیاری می کند.

خداوند متعال هم در پاسخ به اعتراض ملائکه گه گفتند: أتجعل فیها من یفسد فیها و یسمک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک. قال إنی أعلم ما لا تعلمون.

فرمود مواردی را که می گویید می دانم ولی چیزهایی می دانم که شما نمی دانید. رساندن مردم به این اعتقاد خود فی نفسه نجات آنهاست از پوچ انگاری احکام شریعت که جز با بیان مصالح معقول میسر نیست.

ب) اعتماد بیشتر انسان به ادیان و شرایع إلهی.

دومین آثار مصلحت در جوامع بشری ایجاد اعتماد بیشتر انسان به ادیان و شرایع الهی است.

مرحوم صدوق مجموعه روایاتی را که در علل الشرایع آورده بیان گر همین نکته مهم است که در طول تاریخ مردم از علل احکام از اهل بیت علیهم السلام سوال می کردند و جواب می گرفتند اصولا اگر جواب دادن به این گونه سوالات مهم نبود هرگز اهل بیت (علیهم السلام) به صورت تفصیلی به پاسخ آن  نمی پرداختند.

پاسخ به این گونه سوالات مردم باعث می شود هم اعتمادشان به ادیان وشرایع الهی بیشتر شود و هم در مواقعی که کسی نبود جواب سوالات دیگرشان را بدهد اصل اعتماد باعث پذیرش احکام بعد می شود.

ولی  اگر از همان اول ادیان و شرایع إلهی به صورت تحمیلی وارد می شدند اگر چه به حق هرگز مورد استقبال قلبی مردم قرار نمی گرفتند. به همین جهت تعبیر لا إکراه فی الدین و عدم تقلید در اصول الدین و دستور تحقیق در مورد آن بیان گر همین نکته مهم است که هیچ سوالی و ابهامی در مورد دین و اصول عقائد پاسخ داده نمی شود مگر مبتنی بر مصالحی است که با بیان آن اعتماد و پذیرش عملی آن بیشتر می شود.


ج) تاثیر در رفع نیازهای بشری.

سومین آثار مصلحت در جوامع بشری را می توان موثر بودن این  عنصر مهم در رفع نیازهای بشری بر شمرد. بارها اتفاق می افتد که فردی مثلا اصلا به حکمی از احکام اعتقاد نداشته ولی وقتی از آن سوال می کندو  جوابش را  میشنود قانع می شود و به حکم الهی تسلیم می شود و همین تسلیم شدن و عمل کردن به آن حکم تاثیر به سزایی در رفع نیازهای جامعه دارد .

مثلا در پرداخت خمس زکات و دانستن مصالحی که برای آن ها در جامعه اسلامی در نظر گرفته شده . یا حتی گرفتن مالیات توسط حاکم اسلامی از مردم ویا خراج و ... بیان مصالح این احکام از سوی حاکمان و مجریان احکام تاثیر بسزایی در رفع نیازهای آنان دارد.

د) تاثیر در فهم دین، تفسیر قواعد و ادله شرعی.

چهارمین اثر از آثار دانستن مصالح تاثیردر فهم دین، تفسیر قواعد و ادله شرعی می باشد. در سوره قدر که می فرماید بسم الله الرحمن الرحیم . إنا انزلناه فی لیلة القدر و ما ادراک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف الشهر. شب قدر را برابر هزار ماه می داند و ازطرفی روایت تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة.

یک لحظه تفکر از هفتاد سال عبادت بالاتر است . بزرگترین اعمال شب قدری که این همه عظمت دارد تفکری است که یک لحظه آن برابر و افضل از 70 سال است حال چنین لحظاتی با چنین امتیازی در شب قدری که ضریب آن هزار ماه است دلیل بر اهمیت این مطلب دارد که فهم و تفکر در مصالح دین پذیری را در بشر قدرت می دهد و باعث فهم و تفسیر و قواعد و ادله شرعیه می شود که این امر در رشد عمقی بشریت تاثیر بسزایی دارد


ه) تاثیر در رفع تزاحم

پنجمین اثر از آثار دانستن مصالح تاثیر داشتن آن در رفع تزاحم بین امرین یا امورات مختلف است.

بعضی اوقات امتثال دو یا چند حکم در زمانی فرا می رسد که امتثال همه آنها در قدرت مکلف نیست در این هنگام بین آن احکام تزاحم در امتثال واقع می شود یعنی هر حکمی به خودی خود اقتضا می کند که امتثال شود و لکن انجام همه آنها در یک زمان یا هر زمان دیگر ممکن نیست در این صورت عقل که حاکم در مقام است وارد صحنه می شود و اینجاست که انتخاب اصلح نموده و مکلف را از تحیر خارج می کند. البته باید توجه داشت تعبیر رایج و متداول، تعارض مصالح است ولی باید توجه داشت که چنین تعبیری خالی از مسامحه نیست چنان که فیروز آبادی در عنایة الاصول به تعبیر لو تعارض مع ضرر آخر مرحوم آخوند خراسانی (ره) اشکال می گیرد که تعبیر مرحوم آخوند خراسانی به تعارض ،خالی از مناقشه نیست و ظاهرا مراد مرحوم آخوند از تعارض ضرر با ضرر دیگر تزاحم است.[1]

حال خود این تزاحم به سه صورت قابل فرض است.

الف)_ تزاحم دو یا چند مصلحت

ب)_ تزاحم دو یا چند مفسده

ج)_ تزاحم مصلحت با مفسده

و هر کدام از فروض در دو حالت قابل تصورند. یکی آنکه مصالح و مفاسد در یک درجه و رتبه هستند و هیچ رجحات و برتری در کار نیست و یا این که مصالح و مفاسد در یک سطح نیستند بلکه مصالح از نظر اهمیت یکی بر دیگری رجحان دارد و مفاسد از جهت منقصت در مقایسه با یکدیگر مرجوحیت دارد.همان طوری که رسول گرامی اسلام فرمودند:

الایمان بضع و سبعون شعبه أعلاها شهادة أن لا إله إلا الله و أدناها اماطه الأذی عن الطریق [2] ایمان هفتاد و چند شعبه دارد که بالاترین آن گواهی دادن به توحید و پایین ترین آن کنار زدن خار از راه است.

در مورد متفاوت بودن مفاسد هم خداوند متعال در سوره مبارکه نساء می فرماید:

ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه فکفر عنکم سیئاتکم[3]

اگر از گناهان کبیره که از آن نهی شده اید دوری کنید از گناهان صغیره شما در می گذریم.

عقل که حاکم در این مقام است در صورت عدم امتیاز بین مصالح  و   مفاسد  به  تخییر حکم می کند و در صورت تفاوت بین آنها مصلحت أهم را و مفسده أقل را به نسبت مصلحت مهم و مفسده عقلیه ترجیح می دهد.

توجه به آنچه بیان شد بعد از پذیرش اصل وجود تزاحم در مصالح و مفاسد یکی از مباحثی که بدان پرداخته می شود . تقدیم مصلحت أهم بر مهم است. و تخییر بین دومصلحت مساوی.

تقدیم مصلحت أهم بر مهم....


الف)صورتهای مصالح و مفاسد و بررسی آنها

بیان کردیم که صورتهای تزاحم مصالح و مفاسد به سه صورت قابل تصور است.

الف) تزاحم مصالح

ب) تزاحم مفاسد

تزاحم مصالح با مفاسد

اگر مصالح و مفاسد در یک درجه بودند گفتیم که عقل  حکم به تخییر می کند.

و در صورت تفاوت در درجه، عقل به ترجیح أهم بر مهم  حکم می کند.

در مورد فرض سوم که تزاحم مصالح با مفاسد است یا به عبارت دیگر اذا دار الامر بین جلب المنفعة و دفع المفسده بسیاری مثل شاطبی و محمد الطاهر بن عاشور قائل بر تقدیم و مقدم بودن دفع مفسده بر جلب مصلحت هستند.[4]

البته این بیان به صورت مطلق درست به نظر نمیرسد بلکه به صورت موجبه جزئیه و فی الجمله صحیح است.

توضیح آنکه: گاهی با دفع مفسده مصلحتی حاصل می شود که این مصلحت مهم تر از جلب مصلحت است در این صورت دفع مفسده متعین خواهد بود. مانند نهی اطباء از ازدواج های فامیلی که احتمال خلال و نقص در فرزندان وجود دارد اگر چه از طرف دیگر ممکن است در چنین ازدواج هایی مصالحی مترتب شود.مثل شناخت بیشتر، تفاهم خاندان، محبت بیشتر و .... ولی مصلحتی که در دفع مفسده فرزندان ناقص الخلقه است به مراتب بالاتر از جلب مصالح فوق است.

اگر در دفع مفسده، مصلحتی کمتر یا مصلحتی مساوی با جلب مصلحت حاصل از طرف دیگر باشد در صورت نخست جلب مصلحت ودر صورت دوم تخییر خواهد بود . و قاعده تقدیم دفع مفسده بر جلب مصلحت جاری نخواهدبود.

شهید اول (ره) نیز بعد از بیان تزاحم مفسده با مصلحت ملاک جلب مصلحت یا دفع مفسده را غلبه هر کدام بر دیگری دانسته است.

ایشان می فرماید: در صورت تقابل بین مصلحت و مفسده، اگر مفسده غلبه داشت دفع می شود.

و اگر مصلحت غلبه یافت مصلحت مقدم است. مانند نماز همراه با نجاست. که مصلحت نماز بر مفسده نجاست غلبه دارد. یا اجرای  حدود إلهی چون اجرای حدود إلهی به واسطه درد و ألمی که دارد مفسده دارد ولی ترک حدود مفسده بزرگتری دارد بنابراین با اجرای حدود مفسده بزرگتر دفع خواهد شد.[5]

 

ب)_تقدیم مصلحت اهم

شاید بتوان گفت که اصل دفع أفسد به فاسد هم به اصل تقدیم أهم بر مهم باز می گردد به این بیان که دفع مفسده عظیم مصلحتی أهم و دفع مفسده خفیف مصلحتی مهم دارد و در صورت تزاحم آن دو عقل حکم به تقدیم أهم بر مهم می کند.

 

ج)_ولایت جائر

یا مثلا پذیرش ولایت از طرف ظالم فی نفسه حرمت دارد. چون والی از بزرگترین معاونان ظالم است.

قران کریم هم می فرماید:

ولا تعاونوا علی الاثم و العدوان [6] .

و یا لا ترکنوا إلی الذین ظلموا فتمسکم النار[7]

بر ظالمان تکیه نکنید که سبب می شود جهنمی شوید . و همچنین در روایات تحف العقول که مرحوم شیخ انصاری در مکاسب نقل کرده اند.

بر چنین ولایتی مفاسدی مترتب شده است.

وذلک ان فی ولایه الوالی الجائر دروس الحق کله و احیاء الباطل کله و اظهار الظلم و الجور.......[8]

در ولایت والی ستمگر، اندراس و کهنه شدن کل حق و زنده شدن کل باطل و آشکار شدن ظلم و فساد و ..... است.

أما اگر مصالح مهمتری مثل قیام به مصالح مومنان و ایصال حق به مستحقان و دفع ضرر جانی و مالی از خود، بستگان و برادران دینی و ... با مفاسد قبول ولایت جائر تزاحم یابد. قبول ولایت جایز می شود.

شیخ انصاری (ره) می فرماید:

إن الولایه و إن کانت محرمة لذاتها کان ارتکابها لاجل المصالح و دفع المفاسد التی هی أهم من انسلاک الشخص فی اعوان الظلمه.[9]

پذیرش ولایت از جائر هر چند حرمت ذاتی دارد ولی پذیرش آن به سبب مصالح ودفع مفاسدی از دخول شخص در یاوران ظالم مهتر است.

د)_امر به معروف ونهی از منکر

بدون تردید امر به معروف و نهی از منکر دارای مصلحتی بسیار بزرگ است.

امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه  السلام  در نهج البلاغه می فرمایند: تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر همچون قطره ای در مقابل دریای پهناور است.[10]

امام باقر (ع) می فرمایند:

إن الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضة عظیمة بها تقام الفرائض[11]

امر به معروف و نهی از منکر فریضه بزرگی است که در سایه آن واجبات اجرا و انجام می شود.

حضرت زهرا (س) می فرماید:  امر به معروف و نهی از منکر به سبب مصلحت عوام تشریع شده است.[12]

حال با توجه به مصالح بسیار عظیمی که در امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد اگر چنین مصالحی با مصلحت حفظ مال ، نفس، آبرو، تزاحم یابد کدام مصلحت مقدم است؟

بسیاری از فقیهان مصلحت حفظ مال معتدبه؛، جان و آبرو و .. را مقدم می دانند و اصلا یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر را عدم ضرر جانی و مالی دانسته اند.

چنان که شهید اول و شهید ثانی هم چنین بیانی دارند. و می فرمایند:

إنما یجبان مع الأمن من الضرر علی المباشر أو علی بعض المومنین نفسا أومالا أو عرضا .[13]

امر به معروف و نهی از منکر در صورت در امان ماندن از ضرر جانی و مالی و عرضی بر مباشر یا بر بعض مومنان واجب می شود.

علامه طبرسی نیز در شرح آیه

و لا تلقوا بایدیکم إلی التهلکه [14]

می نویسد: بر اساس دلالت این آیه اقدام به چیزی که خطر جانی در آن وجود دارد حرام است و ترک امر به معروف هنگام خوف از خطر جانی جایز است. زیرا امر به معروف مصادف با خطر انداختن خود با دست خویش به نابودی است.[15]

عالمان بزرگی چون  محقق  حلی ، علامه حلی ابن حمزه ،شیخ طوسی و صاحب جواهر نیز وجوب امر به معروف و نهی از منکر را به عدم ضرر به طور مطلق مشروط دانسته اند و بدون اینکه بین مصداق های ضرر در جهت کم یا زیاد بودن یادر جهت مالی و بدنی و جانی بودن فرق بگذارند. البته شاید به دلیل اینکه این مساله برای آنان بدیهی بوده (300)به این نکته مهم اشاره نکرده اند  در حالی که هر ضرر  جانی و مالی نمی تواند مصلحت بزرگ امر به معروف و نهی از منکر را کنار بزند.

حسین بن علی (ع) و همه اهل بیت علیهم السلام شهدا وا حیای امر به معروف و نهی از منکرند همان طورکه امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند: تمام کارهای نیک از جمله جهاد در مقابل امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره ای در مقابل دریاست. همین بزرگان هیچ کدام نفرموده اند وجوب جهاد به عدم ضرر جانی ومالی مشروط است در حالی که جهاد مقرون به ضرر می باشد و چه بسا شهداء بسیاری داشته باشد بنابراین بر أساس قاعده أهم و مهم باید ارزش و مصلحت امر به معروف و نهی از منکر با مصلحت حفظ مال و عدم ضرر سنجیده شود.

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر وابسته به موضوع آن است و نسبت به هر موضوع حکمی دارد .  یک موقع امر به معروف و نهی از منکر برای یک مساله جزئی است که در برابر مصلحت حفظ مال جان و عرض فاقد هر گونه توجه است در این صورت امر به معروف ونهی از منکر مفسده اش غالب بر مصلحتش می شود و جایز نخواهد بود.

اما بعضی اوقات موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوعی است که اسلام برای آن اهمیتی فراتر از جان و مال قائل است مثل حفظ اصل دین که امام حسین واهل بیت علیهم السلام جانشان را برای حفظ دین تقدیم کردند. به هر جهت هر ضرری نمی تواند امر به معروف و نهی از منکر را محدود کند.

تنها چیزی که  می تواند  جلو امر به معروف

ونهی از منکر را بگیرد مفسده عظیم است البته باید به این قا عده هم توجه کرد که بعض امور و عناوین مصلحت ذاتی آن هاست مثل عدل و بعض امور دیگر مفسده ذاتی آن است مثل ظلم. أما همین امور گاهی به عنوان تقیه قابلیت استفاده دارند. مثلا لعن امام صادق (ع) نسبت به زراره در ظاهر ظلم است ولی عین عدل است. که باید به این مساله توجه کرد چون مصلحت در لعن است برای حفظ وی بنیامین دزد می شود این ظلم نیست قرآن تعبیر کدنا به کار می برد یعنی چاره و مصلحت اهم در این است.

و بعد می فرماید اگر ما به جای بنیامین کسی دیگر از برادران را نگه داریم ظالم هستیم. اصل ظلم را برادران کردند ولی الان بنیامین ظالم است ظاهرا. چرا برای حفظ او پس کلیه عناوین مقتضی مفسده ومصلحتند بله در صورتی که حقیقت ظلم و عدل جدای از معنای ظاهری آن در نظر بگیریم این معانی ذاتی دیگر جای طرح تزاحم مطرح نیست.

آنچه که در عالم تناصف با آن روبرو هستیم غیراز عالم تواصفی است که برخی با اصطلاحات آن را اثبات می کنند.

 به هر جهت امر به معروف و نهی از منکر نیز از عناوین اقتضایی است .

امام خمینی (ره) هم در تحریر الوسیله شرط چهارم از شرایط امر به معروف و نهی از منکر می فرماید؟

لو کان المعروف و المنکر من الامور التی یهتم به الشارع الاقدس کحفظ نفوس قبیلة من المسلمین و هتک نوامیسهم او محو آثار الاسلام و محو حجته بما یوجب ضلال المسلمین أو امحاء بعض شعائر الاسلام کبیت الله الحرام بحیث یمحی آثاره ومحله و امثال ذلک.لابد من ملاحظة الاهمیة و لا یکون مطلق الضرر و لو النفسی او الحرج موجبا لرفع التکلیف فلو توقفت اقامة حجج الاسلام بما یرفع بها الضلالة علی بذل النفس أو النفوس فالظاهر وجوبه فضلا عن الوقوع فی ضرر أو حرج دونها.[16]

هر گاه معروف و منکر از اموری باشند که شارع مقدس به آن اهمیت می دهد، مانند حفظ  جان قبیله ای از مسلمانان و حفظ ناموس آن ها یا حفظ اسلام از دستبرد نابودی ومحو  حجت اسلام به گونه که باعث گمراهی مسلمانان یا نابودی بعض از شعایر اسلام مثل کعبه، بشود به طوری که آثار آن و محل آن و امثال آن را محو و نابود سازند در این گونه موارد باید با مقایسه أهم و آنچه مهمتر است آن را در نظر گرفت و دنبال کرد و مطلق ضرر، گر چه ضرر جانی باشد یا مطلق حج سبب رفع تکلیف امر به معروف و نهی از منکر نخواهد شد بنابراین اگر به پا داشت چهره های ماندگار...

ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب بازدید: 484 تاريخ: شنبه 18 آذر 1391 ساعت: 23:07

صفحه بندی